برسام گالری، شاه کلید ترسیم زیبایی

بیانیه چشم انداز و ماموریت

تیم برسام گالری با بهره مندی از تجربه و نوآوری، روح زیبایی را با ابهت تعریف، ظرافت را با کیفیت ترکیب و تمایز را برای آنان که نمی خواهند شبیه همگان باشند ترسیم می کند.

درباره ما

برسام گالری یک برند نوآورانه در زمینه تولید و فروش زیورآلات طلا و اجناس زینتی است که در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۲۶ توسط گروهی از افراد علاقمند و متخصّص در حوزه طلا و جواهرات تأسیس شد.
این برند با تکیه بر خلاقیّت تلاش می کند تا خلاقانه ترین و جدیدترین زیورآلات را به مخاطبین خود ارائه دهد.
برسام گالری همواره به ارائه اجناس با کیفیّت به مشتریان خود متعهّد است و تلاش می کند تا محصولاتی منحصر به فرد و با استانداردهای بالا ارائه دهد. تمرکز بر جزئیات و کیفیّت در تمامی جنبه های فعالیّت برسام گالری، از انتخاب مواد اوّلیه گرفته تا فرآیند تولید و ارائه نهایی محصولات مشاهده می شود.
تیم متخصّص این برند از تکنیک های سنّتی و مدرن، برای خلق زیورآلات استفاده می کنند.
ما برای اطمینان از رضایت مشتریان و حفظ اعتبار خود، استانداردهای سختگیرانه ای برای کنترل کیفیت و عرضه محصولات به بازار تعیین کرده ایم.
هر محصولی که توسط مشتری سفارش داده شده است، قبل از ارسال توسّط واحد مربوطه بررسی می شود تا ازکیفیت آن و تطابق آن با سفارش ثبت شده اطمینان حاصل شود.
سعی ما بر این است تا رضایت مشتریان خود را جلب کرده و تجربه ای فراموش نشدنی از خرید زیورآلات طلا را برای آنها به ارمغان آوریم.

ارزش های برسام گالری

اخلاق حرفه ای
مشتری مداری
کار تیمی

این یک داستان واقعی است

من گلرخ ابوترابیان می خواهم داستان تأسیس برند برسام گالری را خیلی خودمانی و به دور از کلیشه ها و فرمت معمول برایتان شرح دهم.

تاریخ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۱۲ بود که پسرکوچولومون به دنیا آمد، کمی زود بود برای به دنیا آمدن امّا چه کنیم که عجله داشت!
صبح فردای بعد از جراحی، وقتی توانستم راه بروم، وارد NICU شدم و به پرستار گفتم من مادر برسام راد هستم (چقدر این کلمه مادر برایم غریب بود، خیلی جدید بود، انگار خودم هم باور نداشتم)  پرستار با اشاره به دستگاهی در انتهای سالن، من را راهنمایی کرد. اندازه بچه گربه ای بود، تنها و کوچولو خوابیده بود، خیلی نحیف بود.

داستان واقعی برسام گالری
برسام گالری

از لحظه ای که دیدمش و او را در آغوش گرفتم با خودم عهد بستم که برای آینده این بچه بی پناه در این دنیای بزرگ، خودم را قوی کنم، خود و زندگیمان را بسازم و ارتقا دهم.
بارها این مسئله به ذهنم رسید که شاید نه تنها من بلکه پدرش هم در همان لحظه با خودش همین عهد را بست.
عزیز دلکم میدانم که خداوند با تپش های قلب تو در وجودم چه ارمغان بزرگی به من بخشیده است، ارمغانی که بدانم چقدر با تو قدرتمند ترم.
عاشق آن پاهای نرم و کوچکت هستم که آرام در زندگیمان راه رفتن و دویدن و پریدن آموخت و با ورود بی صدایش سکوتمان را شکست و شد تمام زندگیمان…

برسام کوچولو تقریباً یک ساله بود که تصمیم گرفتم یک سری آموزش ها در زمینه طلا و جواهرات ببینم و با اتکای بیشتری نسبت به خود وارد بازار کار شوم.
اوّلین باری که یک پلاک برنجی که کلمه “خدا” در آن ارّه کاری شده بود را به پدرم نشان دادم، در کمال ناباوری به من نگاه کرد و گفت: این را تو درست کردی؟! خودت؟ واقعا؟!
انگار خانواده ام هنوز نتوانسته بودند با گلرخ جدیدی که بعد از تولّد فرزندش با خود عهد بسته بود، آشنا شوند و ارتباط برقرار کنند.
بعد از یک سال آموزش، ابزارآلات خودم را تهیه کردم و سفارشات نقره اطرافیانم را با هواگاز و نورد و ارّه کاری، در خانه آماده می کردم و تحویل می دادم.

برسام گالری
برسام گالری

در این بین با افراد زیادی آشنا شدم، با افراد زیادی صحبت کردم، امّا از آنجایی که زمان بندی خداوند بی نظیره و همیشه مهره ها رو درست و به موقع سر جای خودشون قرار می ده، کسانی در سر راه من قرار گرفتند که بسیار انسان و دلسوز هستند و علیرغم مشغله هایی که داشتند، همیشه پیگیر کار من بودند.
با پشتوانه این افراد دلسوز و وفادار، تیم مان شکل گرفت و تصمیم گرفتیم برند خودمان را ثبت کنیم.

انواع اسم های مربوط به “گل” را برای ثبت امتحان کردم امّا از طرف سازمان ثبت اسناد معنوی، پذیرفته نشد.
یک روز حاج آقا کیا رجب زاده که حرفشان نه تنها برای تیم، بلکه در بازار طلا و جواهرات نیز بسیار معتبر است، به من گفتند: عزیزتر از فرزند که کسی نیست! به نام خود “برسام” ثبت کنید.
انگار شمعی در قلبم روشن شد، به یاد عهدی افتادم که زمانی با خود بسته بودم به همین دلیل خیلی امیدوارتر از قبل و جدّی تر، جنگجوی درونم بیدار شد و به راه افتاد…

برسام گالری